بینوایان - Les Miserables
امتياز فيلم در (I MDB (7.9/10
فیلم، اقتباس نسبتا وفادارانهای از رمان رو ارائه داده و تغییراتش جزئی و در جهت جمع و جور کردن داستانه. نکتهای که در این فیلم خیلی دوست داشتم، استفاده نو و هوشمندانه از ابزار موسیقی و آوازه. با اینکه چندان طرفدار فیلمهای موزیکال نیستم، ولی موزیکالهای زیادی دیدم و میشه گفت که بینوایان از بیشتر فیلمهای این ژانر یک قدم فراتر گذاشته و از ملودی و آهنگ کلام برای رنگ دادن به شخصیتها استفاده کرده. صدای عمیق و قوی و آوازهای آهنگین ژان والژان (با بازی زیبای هیو جکمن) همونقدر روح بزرگش رو به تصویر میکشه که صدای خشک و بیروح، و آواز تکرارشونده و منظم ژاور (راسل کرو) که در تمام فیلم چند نت نزدیک به هم و غیر هارمونیک رو پیاپی تکرار میکنه و حس تعلیق و ناراحتی در شنونده ایجاد میکنه. کوزت (آماندا سایفرد/ایزابل آلن) مثل قناری کوچک و ظریفی، با صدایی سوپرانو و فرشتهسا، آوازهای پر زیر و بم و رویاگونهای میخونه که نوید تمام چیزهای زیبا در زندگی رو با خودش داره؛ و در آواز لطیف، عمیق و قوی ولی گاها لرزان فانتین (ان هاتوی)، ردی از غم و حسرت و امیدهای در هم شکسته وجود داره.
در این فیلم تقریبا گفتگوی عادی وجود نداره و تمام مکالمات به صورت آهنگین و بعضا بدون ملودی اجرا میشه، که باید اقرار کنم بعضی جاها توی ذوق میزنه. ولی به طور کلی، شعر و آواز تا حدودی تیزی و تلخی داستان رو گرفته و کمرنگ کرده. از بازیهای این فیلم زیاد گفته شده، و دلیل خوبی هم داره. هیو جکمن که در مراسم اسکار چند سال قبل با صدای زیباش خیلیها رو غافلگیر کرد، در این فیلم علاوه بر قدرت خوانندگیش، قدرت بازیگریش رو هم – شاید برای اولین بار به معنی واقعی – به رخ میکشه. اجرای این نقش برای جکمن جایزه گلدن گلاب رو به ارمغان آورد و احتمالا باعث بشه از این به بعد تصویرش از کلیشه مرد جذاب عاشقپیشه جدا بشه و به عنوان یک بازیگر حرفهای و شایسته، جدی گرفته بشه. عین همین کار رو ان هاتوی هم در نقش کوتاه ولی بهیادماندنیاش انجام میده، نقشی که باعث میشه برای نخستین بار اونو در قالب یک ستاره – و نه صرفا یه بازیگر خوب – ببینیم. از طرفی بازیهای راسل کرو، به این دلیل که به وضوح هیچ استعدادی در خوانندگی نداره (و بازی ضعیفش در این فیلم از بزرگترین نکات منفی فیلمه)، و آماندا سایفرد، به دلیل یکبعدی بودن کاراکترش در داستان، بر خلاف معمول چندان چشمگیر نیست و در سایه قرار گرفته
قطعا به فیلم درآوردن چنین داستان پرکاراکتر و طولانیای ساده
نبوده، ولی در این فیلم به هر کاراکتر و ماجرا بهای کافی داده شده و حتی
شخصیت های فرعی مثل ماریوس، اپوناین، و گاوروش هم به خوبی به تصویر کشیده
شدن و بعد پیدا کردن.
حرکت جالبی در فیلم، دادن بعد کمیک به کاراکتر تناردیههای بدجنسه (ساشا بارون کوهن، هلنا بونم کارتر)، کاری که فیلم رو از سنگینی خارج کرده و گاهی بهش آهنگی سبک و مفرح داده. به خصوص ساشا بارون کوهن که مثل همیشه عالیه و با اون کاراکتر نیمهخل و شارلاتانش صحنههای نابی خلق کرده، بگذریم که صرف حضورش روی صحنه هم خندهداره و اصلا نیازی نیست که کار خاصی انجام بده! فیلم سکانسهای زیبای زیادی داره، ولی دو سکانس رو خیلی دوست داشتم؛ اول، سکانس مواجهه هیجانی ژانوالژان و ژاور پس از مرگ فانتین، که مثل یک دوئل آهنگین و پرشوره، و دو بازیگر همزمان و با دو سبک کاملا متفاوتشون آواز میخونن؛ و دوم، سکانس معروفیه که در اون فانتین / هاتوی آهنگ I Dreamed A Dream رو میخونه.
این فیلم یکی از اشکانگیزترین فیلمهای تاریخه هر چند اشکانگیز بودن
بینوایان، نه فقط به خاطر غمانگیز بودنش، که تا اندازه زیادی هم به این
دلیله که تا عمق قلب نفوذ میکنه. ظاهرا من در این عرصه تنها نیستم و این
فیلم اشک خیلیها رو درآورده، نمونهاش، ویدئوی خندهداری که پسری با شیطنت
از والدینش گرفته، در حالی که در مورد فیلم صحبت میکنن و مثل ابر بهار
اشک میریزن! (در یوتیــوب ببینید).
تخليص شده از متن فرانك مجيدي
بررسی فیلمهای اقتباس شده از داستان «بینوایان» ویکتور هوگو
«بینوایان» در ده پرده
بینوایان (Les Misérables) نام رمان معروفی نوشته ویکتور هوگو نویسنده سرشناس فرانسوی است. از این اثر فیلمها و تئاترهای اقتباسی زیادی ساخته شدهاست، مانند موزیکالی به همین نام. در زیر به تعدادی از این فیلمهای اقتباسی اشاره میکنیم.
1- بینوایان 1934
این فیلم چهارساعته و نیمه را به جرات میتوان یکی از کاملترین و رضایتبخشترین نسخههای اقتباس شده از داستان هوگو به شمار آورد. اگرچه فیلم بسیار طولانی است اما به دلیل پردازش درست، داستان طولانی بودن زمان فیلم چندان آزاردهنده به نظر نمیآید. دلایل متعددی میتواند عامل موفقیت فیلم باشد که در اینجا به برخی از آنها اشاره میشود. اولا توجه به جزییات موجب میشود که قدرت داستان اصلی تا حد زیادی حفظ شود. شخصیتهای داستان در این فیلم به خوبی تجسم یافتهاند و بیننده به راحتی میتواند با شخصیتها ارتباط برقرار کند و وارد خصوصیترین بخش زندگیشان شود و آنها را خوب بشناسد و حتی نگرانشان شود. تعداد و عمق شخصیتها به خاطر ملاحظات زمان فیلم و مسایل اقتصادی از دست نرفتهاند.
2- بینوایان 1935
احتمالا معروفترین و شناختهشدهترین اقتباس سینمایی از داستان بینوایان، با بازی فردریک مارش در نقش والژان و چالرز لافتن در نقش ژاور، با این حال این فیلم اگرچه بسیار شسته و رفته به نظر میرسد اما به نوعی نسخهای ناقص از داستان است. در این فیلم خبری از جزییات داستان نیست و فاقد استحکام لازم است. تاکید عمده فیلم بر روی بیعدالتیهای اجتماعی و گرفتاریهای یک محکوم فراری است.
3- بینوایان 1947
اگرچه فیلم عنوان «بینوایان» را یدک میکشد و نام شخصیتهای فیلم درست مانند شخصیتهای داستان اصلی است اما سایر چیزهای این اقتباس هیچ شباهتی با داستان هوگو ندارد. اگرچه ایجاد برخی تغییرات در هنگام خلق یک فیلم اقتباسی از روی یک کتاب اجتناب ناپذیر است اما فیلمنامهنویس و کارگردان این فیلم ظاهرا قصد داشتهاند توانایی بالای خود در هرچه ضعیف و بد جلوه دادن داستان اصلی را به نمایش بگذارند. تغییراتی که آنها در فیلم دادهاند به جای اعتلای فیلم آنها را کاملا از خط سیر داستان دور کرده است. کارگردان فیلم، ریکاردو فردا، در فیلم خود فقط توانسته دو شخصیت را به درستی به تصویر بکشد، یکی کشیش که میکوشد خوبی، آرامش و مهربانی را اشاعه دهد و دیگری بازرس ژاور که نقش او را جان هینریش ایفا میکند. اما در مجموع فیلمنامه این فیلم اقتباسی، کوچکترین کمکی به اعتلای شخصیتهایش در سراسر داستان نمیکند.
4- بینوایان 1952
متاسفانه این فیلم هم اقتباس ناموفق دیگری از رمان اصلی است که گویی به هیچوجه نتوانسته روح داستان را به مخاطب منتقل کند. اگرچه این فیلم بخش قابل ملاحظهای از جزییات داستان اصلی را حذف کرده است اما در عوض حتی نکوشیده تا مانند نسخه سال 1974 دست به نوعی بازنویسی بزند. در فیلم خبری از تناردیهها نیست، صحنه مربوط به زیرچرخ رفتن برای نجات یک مرد کاملا حذف شده است و به شخصیت فانتین و مشکلاتش کوچکترین توجهی نشده است و برای مثال اخراج شدنش از کارخانه تنها در یکی دو جمله ناقص از زبان او شنیده میشود.
5- بینوایان 1957
این اقتباس به کارگردانی مایکل آدریارد نخستین نسخه تمام رنگی است که بر روی پرده سینما به نمایش درآمد. بازیگران فیلم به زبان مادری خود حرف میزنند و فیلم بعدها به زبان فرانسه دوبله شد. این فیلم برداشتی نسبتا تئاتری از داستان است و در واقع فیلمی سنگین به شمار میرود که رنگ و بوی صحنه تئاتر را با خود دارد؛ چرا که دوربین در این فیلم کمتر حرکت میکند.
6- بینوایان 1978
اگرچه این فیلم از سوی بسیاری از منتقدان مورد تمجید و تعریف بوده است اما به عقیده برخی منتقدان نیز این فیلم نسخهای مکانیکی از داستان اصلی است. این فیلم که به عنوان یک تله فیلم در سال 1978 توسط سرلیوگرید ساخته شده است، از همان ضعفهای سایر تله فیلمهای دهههای 70 و 80 که به پرده سینما راه یافتند، رنج میبرد.
7- بینوایان 1982
این نسخه از بینوایان چندان مشهور و شناخته شده نیست و ارزشهای تولیدات تلویزیونی در دهههای 70 و 80 در مقایسه با امروز متفاوت هستند. به اعتقاد برخی این اقتباس تلویزیونی از بینوایان به کارگردانی رابرت حسین، بسیار مطلوب است که در برخی موارد موجب تعجب بیننده میشود. اگرچه در فیلم در ترتیب اتفاقات داستان اصلی اندکی دست برده شده و تغییراتی اعمال شده است.
8- بینوایان 1995
فیلم کلود لیلوچ بیش از آن که نسخه فیلمی داستان هوگو باشد یک اقتباس کاملا آزاد از کتاب است. او در فیلم خود بیشتر به مسایل جهان شمول کتاب توجه داشته و کوشیده است تا به نوعی«پیام» هوگو برای تاریخ بشریت و انسان امروز را منتقل کند. فیلم در زمان اشغال فرانسه توسط نازیهای آلمان میگذرد.
9- بینوایان 1998
یکی از متاخرترین نسخههای فیلمی داستان بینوایان، به زبان انگلیسی، ساخته بیل آگوست است. این فیلم دوست داشتنی و منحصر به فرد است اگرچه آن را به نوعی میتوان«میان بری» از شخصیتها و حوادث داستان اصلی دانست. اگرچه فیلم کوشیده است تا نسخهای وفادار به متن داستان را ارایه دهد اما به عقیده برخی نمیتوان آن را نسخه درست و کاملی از داستان هوگو محسوب کرد.
10- بینوایان 2000
این اقتباس از داستان بینوایان نیز مانند فیلم سال 1934 نسخهای کامل است با جزییات غنی و به همین دلیل قدرت متن اصلی داستان با خود همراه دارد. اگرچه در برخی از روایتها تغییراتی داده شده است اما در مجموع به جوهره شخصیتهای داستان کاملا وفادار مانده است.