دنیای بی نقص درام جاده ای کلینت ایستوود مهجورترین و قدرنادیده ترین ساخته اوست. فیلمی کنایه امیز و تلخ که نیروی درونیش را از یک رابطه به ظاهر ناهمگون میگیرد و با زیبایی به خورد چشمان تماشاگرش میدهد. رابطه یک زندانی فراری و یک پسربچه که مجبور به دزدیدنش میشود. این از آن فیلمهایی است که انگار تماما با قلب ساخته شده اند و وجه حسی آنها مقدم بر وجوه تکنیکی آنهاست. بوچ یک زندانی فراری است که در ادامه فرارهایش یک پسربچه بسیار بامزه بنام فیلیپ را باخود همراه میکند و جوهر فیلم تبدیل شدن از یک رابطه بین گروگان و گروگان گیر به یک رابطه به شدت پدر و پسرانه است. فیلیپ به قدری برای بوچ ارزشمند است که او از کشتن همقطار شرورش هم بخاطر فیلیپ ابایی ندارد. فیلیپ برای بوچ دقیقا تصویر محرومیتهای احتمالی دوران کودکیش است و حالا بهترین فرصت برای بوچ فراهم است که این پسربچه دوست داشتنی را به آرزوهای کوچکش برساند. آرزوهایی ............................