ساعتها - THE HOURS
بهترین توصیف ممکن برای فیلم ساعتها، به کارگردانی «استیفن دالدری»، در یک جمله، دیالوگی است که نیکول کیدمن ادا میکند: «یک روز از زندگی یک زن، تنها یک روز از زندگی یک زن.»
به عقیدهی من فیلم «ساعتها» را، یک زن میتواند با تمام روح و جانش درک کند. فیلم با خودکشی «ویرجینیا وولف»، نویسندهی شهیر انگلیسی ( با بازی نیکول کیدمن) آغاز میشود. وولف درحالی که هنوزچهرهاش نمایان نشده، با حالتی عصبی برای همسرش، «لئونارد وولف»، یادداشتی میگذارد و سپس خود را در رودخانه غرق میکند، لئونارد دیر میرسد…
فیلم سه زن را در سه مقطع زمانی گوناگون نشان میدهد: سه زن در .............................
امسال بیست و هفتمین سال اکران روزی روزگاری در آمریکاست. شاهکاری که در موقع اکران به دلیل سلاخی هایی که روی آن انجام شده بود، توجهی را جلب نکرد. ولی زمانی که نسخه ی کامل آن در دسترس عموم قرار گرفت، همین طور محبوب و محبوب تر شد تا این که حالا جایگاهی بسیار رفیع در سینما پیدا کرده است. روزی روزگاری در آمریکا فیلم عظیمی است. نه از لحاظ دکورها و خرج و مخارجش. بلکه به خاطر شاعرانگی غریبش و تأثیری که بر مخاطب می گذارد. این صفحه که هیچ، اگر یک شماره ی روزنامه را هم فقط به این فیلم اختصاص دهیم، در مقابل جنبه های مختلف و لایه های متعدد فیلم، هیچ است. امسال بیست و هفتمین سال اکران روزی روزگاری در آمریکا است. ولی بهانه ی ما برای پرداختن به این فیلم، 27 سالگی آن نیست. خود روزی روزگاری در آمریکا، بهترین بهانه است. برای پرداختن به چنین شاهکاری نیاز به هیچ بهانه ای نداریم.در فیلم روزی روزگاری در آمریکا ساخته سرجیو لئونه، نودلز گنگستری که دوره جوانی را پشت سر گذاشته و همواره در حال فرار بوده، تحت تعقیب واقع شده و هر لحظه همراه مرگ..........................
