ادوارد دستقیچی Edward Scissorhands

چقدر خوب است که آدم هنر تعریف داستان را داشتهباشد. آن هم به شیوهای خلاقانه، که تا بحال به ذهن کسی نرسیده!
«تیم برتون» با «ادوارد دستقیچی» افسانهای زیبا را در ذهنم شکل داد: «چه میشود که برف میبارد؟» او در سال ۱۹۹۰، یکی از خلاقانهترین آثار تاریخ سینما را روی پرده جان داد.دخترکی در شب برفی، از مادربزرگش میپرسد چه اتفاقی میافتد که برف میبارد؟ و مادربزرگ، برای رسیدن به جواب برای نوهاش داستان زندگیش را میگوید. پگ(دایان ویست) زنی میانسال است که اجناس مختلف را در محلهشان برای فروش تبلیغ میکند، اما معمولاً موفق به فروش چیزی نمیشود. روزی به امید داشتن مشتری، به قلعهی اسرارآمیز بالای تپهی مشرف به شهر میرود و در آنجا پسر جوانی به اسم ادوارد( جانی دپ) را مییابد که بجای دست،۵ پنجهی قیچی وار دارد. پگ دلش به حال جوان میسوزد و او را با خود به خانهاش میبرد. حالا مسئله، جا افتادن ادوارد با جامعهی کنجکاو و خانواده و دختر جوان پگ، کیم(ویونا رایدر)، است…
باز هم تیم برتون… باز هم امضاهای آشنای دنیای فانتزی او در تکتک صحنههای فیلم و باز هم دید یکتای او از مسائل! تیم برتون، هیچوقت کار تکراری و کهنهای ندارد. نمیتوانید بگویید دستش رو میشود و دیگر حرفهایش تازگی ندارد. با تمام «قرابت» و آشنایی که در کارهایش میبینید، «بداعت» را قربانی........................................
داستاني درباره سه آدم كه به طرق مختلف با مرگ روبهرو ميشوند. جرج يك كارگر آمريكايي است كه ارتباط خاصي با دنياي مردگان دارد. ماري در آنسوي دنيا يك ژورناليست فرانسوي است كه بهواسطه تجربهاي تا سرحد مرگ پيش ميرود و بعد از آن زندگياش دستخوش تغيير ميشود. در لندن هم دانشآموزي در يك سانحه رانندگي برادر دوقلويش را از دست ميدهد. اين سه نفر در راه يافتن واقعيت با يكديگر برخورد ميكنند و زندگيشان دستخوش تحولي شگرف ميشود.
فيلم «درخت زندگي» ساخته ترنس ماليك كارگردان آمريكايي، برنده جايزه نخل طلايي جشنواره كن شد.اين جايزه روز يكشنبه در جشنواره كن به تهيهكنندگان فيلم «درخت زندگي» اهدا شد چراكه ترنس ماليك از حضور در جلوي دوربينها و محافل مجلل پرهيز دارد.