من نفرت‌انگیز: espicable Me!!!

ساخت انیمیشن جدید کمپانی یونیورسال، به «پی‌یر کافین» و «کریس رناد» سپرده‌شد که هر دو برای اولین‌بار، کارگردانی فیلم بلند را تجربه می‌کردند. کار در جولای ۲۰۱۰ اکران شده و در ایران به نام «من نفرت‌انگیز» و «نفرت من» ترجمه شده، که چندان مناسب به نظر نمی‌رسد و ترجیح دادم با اسم اصلیش به معرفی آن بپردازم.

دکتر گرو (با صداپیشگی استیو کارِل) مرد شیطان‌صفتی است با خانه‌ای عجیب و پر از وسایل خطرناک که در زیرزمین خانه‌اش آزمایشگاهی برای پیشبرد مقاصدش دارد. او به کمک همکارش دکتر نفاریو (راسل برند) و کلی موجود کوچولوی خیلی بامزه می‌خواهد بزرگترین سرقت تاریخ را انجام دهد: دزدیدن ماه، او برای انجام کارش، دستگاهی کوچک‌کننده را دزدیده تا ماه را کوچک کند و به چنگ آورد. گرو اصولاً آدم تنهایی است و قوم و خویشی، جز یک مادر فولادزره که هرگز توجهی به او نداشته (جولی اندروز)، ندارد. اتفاقاً در مسیر نقشه‌ی او پسر احمق ولی خطرناکی به نام وکتور (جیسن سِگِل) مشکل بزرگی به‌وجود می‌آورد، در این حین با نقشه‌ای شیطانی، گرو مصمم می‌شود از سه دختربچه‌ی یتیم استفاده کند اما...داستان انیمیشن درباره‌ی تغییر کردن است. خوبی و معصومیت، می‌تواند ..............

ادامه نوشته

نقد فيلم: سالت (Salt)

 سالت يک تريلر عالي است. اين فيلم انگاره هاي يک فيلم بد و غير قابل تحمل را بصورت لذت بخشي به تصوير کشيده و در حقيقت، سرکوفتي به همه فيلمهاي اکشن بدساختي است که در سرتاسر آنها تنها سر و صداهاي اضافي و در هم برهم مغز آدم را متلاشي مي کند. ممکن است اينقدر درگير ديدن فيلم شويد که حدود 100 دقيقه به ساعت خود نيم نگاهي هم نکنيد. در اين فيلم همانند کارتون Road Runner اثري از قوانين فيزيک وجود ندارد. "آنجلينا جولي" در نقش "اولين سالت"، به سرعت باد در فضا حرکت مي کند و اصلا به پايين نگاه نمي کند.سالت مامور باتجربه سازمان سيا، براي انجام ماموريتهاي خود هر کاري مي کند. از بلندترين ارتفاع ها مي پرد و خود را در موقعيت هايي قرار مي دهد که هر لحظه امکان مرگش وجود دارد. او در بسياري موارد از هنر پارکور استفاده ميکند؛ يعني بجاي اينکه براي پايين آمدن از بلنديها از پله استفاده کند، از آن ارتفاع مي پرد و يا اگر در مسيرش به مانعي برسد، تغيير ‌مسير نمي دهد بلکه آن را با حرکات پارکور پشت سر مي گذارد. به عبارتي هر طور بشود بر تمامي موانع پيش روي خود غلبه مي کند. تقلاهاي سالت در اين فيلم تقريباً يادآور ......................
ادامه نوشته

نقد فیلم:درخشش ابدي يك ذهن پاک (Eternal Sunshine of the Spotless Mind )

دکتر هاوارد سرپرست یک کلینیک است که کار آن پاک کردن آن دسته از خاطرات افراد است که دوست ندارند آنها را در ذهن خود داشته باشند. کلینیکی که اغلباً زوجها خصوصاً در روزهای نزدیک به ولنتاین به آن مراجعه میکنند تا خاطرات بدی را که از هم در ذهن خود دارند پاک کنند. تکنیسینهای کلینیک ابتدا مکان خاطرات مورد نظر را که به صورت لکه های روشنی روی مغز نمودار میشود، شناسایی کرده و سپس به محو کردن آن لکه های نور میپردازند. ابتدا کلمنتاین و سپس جول آگاهانه تصمیم به پاک کردن خاطرات مشترکشان میگیرند اما حتی بعد از فراموشی یکدیگر، مجدداً به سمت هم کشیده شدند زیرا لکه نوری که در قلب آنها روشن شده بود درخششی ابدی داشت فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک ، فیلمنامه محکم و پیچیده ای دارد و با توجه به زمینه هایی که داستان در اختیار نویسنده قرار داده است به طور پی در پی سطوح کشمکش خود را تغییر می دهد. دائماً از ذهن شخصیت اصلی ............
ادامه نوشته

نقد فیلم: راننده تاكسي (Taxi Driver )

 راننده تاكسي درباره كسي است كه در بيروني‌ترين لايه اجتماع زندگي مي‌كند و اما قلبش، ذهنش و وجودش به قشرهاي عميق تعلق دارد چون او يك «راننده تاكسي» است. او كسي است كه هر لحظه با يك شهروند در ارتباط است. خاص و عام سوار ماشين او مي‌شوند و او همه چيز را مي‌بيند. به نظر مي‌رسد تراويس بيكل راننده (با نقش‌آفريني رابرت دنيرو) چشم ريابين و كاشف‌العيوب و در عين حال وجدان‌زده جامعه باشد. چرا تراويس بيكل راننده تاكسي است؟ مگر نمي‌توانست يك وكيل، يك سناتور، يك پزشك، يك معلم و يا يك كشيش باشد؟ او نمي‌‌تواند هيچ‌كدام از اين اصناف باشد چون تاكسي زبان مشترك حركت اجتماعي است. اين تنها يك نماد نيست. يك اظهاريه است. نوعي تقابل و رخنه كردن است.

تراويس در دل جامعه است اما تنهاست. دليل اين تنهايي كه به درستي در قالب كار نشسته آمال فنا شده چشم بيدار جامعه است. آمالي كه زير پاي قاچاقچي‌ها، فاحشه‌ها، هم‌جنس‌بازها و فاسقين لگدمال شده‌اند و آدمهاي ظاهراصلاح چون سناتورها، رئيس جمهور و دولتمردان ديگر هم به زعم او «هيچ غلطي نمي‌كنند». او مي‌خواهد در يك مدينه فاضله زندگي كند اما هرچه پيش مي‌رود مدينه او به مدينه فاضلاب بيشتر شبيه مي‌گردد و اين است دليل طغيان و لبريز شدن كاسه صبر.

فيلم از نظر روايي سه بخش عمده دارد. بخش اول آشنايي ما با تراويس و آشنايي تراويس با جامعه كه اين مرحله قبل از شروع فيلم آغاز شده است. او در مي‌يابد كه در چه جامعه فاسدي زيست مي‌كند و اين فساد بعضاً دلايل سياسي نيز دارد. او به عقيم نگه داشتن ..................................

ادامه نوشته

The Piano Teacher - معلم پيانو

 "معلم پيانو" داستان تسلط و تحكم، و از دست دادن آنها ست.حاصل بيش از دو دهه برنامه سازي براي تلويزيون، چيزي نيست جز تخريب كامل ذهني خلاق در سينماگري كه بالقوه صاحب بالاترين توانايي هاي ممكن است. از اين جهت، بايد هانكه را يك استثنا دانست. فعاليت هاي تلويزيوني او نه به عنوان كوله باري از تجارب، كه به مثابه دركي عميق از آنچه كه "واقعيت جهان رسانه اي" مي نامندش به مهمترين وجه تمايز اين فيلمساز با بسياري از هنرمندان هم عصرش بدل مي شود. فيلم هاي معدود اما درخشان او با دروني كردن دستمايه هايي از همان سال هاي به ظاهر ستروني كار تلويزيوني ست كه نبوغ آميز جلوه مي كنند. هانكه در طول اين سال ها و در خلال ساخت ......................

ادامه نوشته

قوی سیاه black swan

 قوی سیاه، تریلری روانکاوانه از فیلمساز آمریکایی دارن آرونوفسکی است که درباره یک گروه باله نیویورکی که قصد اجرای باله دریاچه قوی چایکوفسکی را دارند، ساخته شده است. این فیلم در پنج رشته از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی برای دریافت اجایزه اسکار نامزد شده بود.
در این فیلم، نینا (ناتالی پورتمن)، بالرین جوان و تازه کاری است که می خواهد نقش قوی ملکه را در باله دریاچه قوی چایکوفسکی بازی کند. باله ای که درباره شاهزاده خانمی است که بر اثر یک نفرین شیطانی، طلسم شده و به شکل قوی سفید درآمده. در داستان دریاچه قو، قوی سیاهی هم هست که رقیب عشقی قوی سفید است و مانع از ارتباط عاشقانه او با شاهزاده زیگفرید می شود.نقش قوی سیاه و قوی سفید را در این باله معمولا یک بالرین ایفا می کند و این اساس طرح داستانی فیلم قوی سیاه است.مدیر هنری باله (ونسان کسل)،.....

ادامه نوشته

نقد فیلم: تو جک را نمی‌شناسی ( you dont know jack )

  ما از چه می‌ترسیم؟ مرگ، دومین اتفاق واقعاً بزرگ زندگی است!دهه‌ی نود است. دکتر جک کووارکیان (آل پاچینو) به فکر حرکت تازه‌ای در دنیای پزشکی است. او می‌خواهد بیماران غیر قابل درمان را که برای زندگی تمایلی ندارند، با خواست خودشان، در مرگ یاری دهد. این حرکت باعث می‌شود… جک کووارکیان، با نام واقعی مراد کووارکیان، از والدینی ارمنی بازمانده از قتل‌عام ارامنه در میشیگان آمریکا زاده‌شد. در دهه‌ی ۸۰، کوورکیان رشته‌ مقالاتی برای مجله‌ی آلمانی “Medicine & Law” در باب اُتانازی نوشت. بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۸، کوورکیان به مرگ ۱۳۳ بیمار کمک کرد. او سرم‌های لازم، یا ماسک گاز کربن مونو اکسید برای مرگ را طوری تنظیم می‌کرد که بیماران با اختیار خود، آن را به‌کار اندازند و بمیرند. در حقیقت، پس از دو مرگ نخست به‌روش تزریق، پروانه‌ی طبابت او ابطال شده‌بود و دیگر نمی‌توانست به سرم‌های لازم دسترسی یابد. بنابراین، او ماسک گاز را برگزید. کووارکیان بخاطر اقداماتش، بارها تحت فشار قانونی قرار گرفت و هر بار، با دفاع خوب خودش و وکیلش «جفری فایگر» تبرئه می‌شد. در شرایطی که کووارکیان در اوج شهرت بود و حتی تصویرش روی مجله‌ی تایم هم رفته‌بود، تصمیمش در ۲۲ دسامبر سال ۹۸ برایش دردسر ساز شد. ۱۳۰اُمین کسی که او به مرگش کمک کرد، تامس یوک، ۵۲ ساله و مبتلا به بیماری لوگریک (۱) بود. او فیلم ویدئویی روش متفاوت مرگ او را، که این‌بار تزریق مستقیم توسط خود کووارکیان بود، در اختیار برنامه‌ی ۶۰ دقیقه قرار داد. این فیلم، باعث تشکیل دادگاهی شد که کووارکیان را متهم ..............
ادامه نوشته

نقد فیلم اسپارتاکوس (Spartacus)

  کارگردانی نظیر کوبریک، موسیقی بی‌نظیر الکس نورث و بازی قدرتمندانه کسانی چون جین سیمونز، لارنس اولیویه و… همچون قمرهایی بر دور ستاره‌ای به نام کرک داگلاس از این شاهکار والا اثری بی‌نظیر و تکرارنشدنی آفرید.

رمان اسپارتاكوس، معروف ترین اثرهوارد فاست كه در سال ۱۹۵۱ انتشار یافت، یك رمان تاریخی «واقعی»است. طبق اسناد و مدارك تاریخی، همه شخصیت های اصلی اش، واقعی بوده اند، اما «داستانی كردن»این شخصیت ها و تنیدن كُنش ها، تجربه ها و واقعه های مختلف در متن، حاصل كار فاست بوده است.او در پایان كتابش حتی از اشاره به زندگی «وارینیا» همسر اسپارتاكوس، و ازدواجش با یك روستایی و هشت بار دیگر وضع حمل، خودداری نمی كند. رمان به لحاظ ساخت به گونه ای نوشته شده است كه اگر كسی كمترین اطلاعی از قیام بردگان به رهبری اسپارتاكوس در هفتاد و سه سال پیش از میلاد نداشته باشد و اسمی .........................

ادامه نوشته