The Birth - تولد


امتياز فيلم در (I MDB (6.0/10

داستان فيلم:

شان در حال دويدن در پارك دچار حمله‌ي قلبي  مي‌شود و جان مي‌سپارد. همزمان با مرگ او، نوزادي به دنيا مي‌آيد. ده سال بعد. آنا همسر شان در كنار قبر او ايستاده و مي‌گريد. او اكنون نامزد جوزف است. كليفورد، دوست شان و همسرش كلارا به ميهماني نامزدي آنا و جوزف مي‌روند. كلارا به بهانه‌ي جا گذاشتن......................داستان فيلم در انتهاي نقد

 ”تولد“ با مرگ آغاز مي‌شود. شان با لحني تمسخرآميز از تناسخ و حلول روح انسان در انسان يا موجودي ديگر حرف مي‌زند و لحظاتي بعد، در هنگام دويدن جان مي‌سپارد. دويدن او از تاريكي و درون يك تونل كوچك در پارك آغاز مي‌شود و در تونلي ديگر پايان مي‌پذيرد. گويا زندگي او سفري است ميان دو تاريكي، بين دو ابهام. با مرگ او، تولدي ديگر شكل مي‌گيرد و در نقطه‌اي ديگر از شهر، پسري كه نام او را بر خود دارد، زيستن را آغاز مي‌كند. پسري كه 10 سال بعد، درست در هنگام دل‌كندن آنا از خاطرات شوهرش، از حلول روح او در خود صحبت مي‌كند.
اين مي‌تواند آغاز يك فيلم معمولي در باره تناسخ و زندگي پس از مرگ باشد و با كمي شگفت‌آفريني، تماشاگران را تا پايان داستان با خود بكشاند. اما آنچه ”تولد“ را از اين ورطه مي‌رهاند، هاله‌ي ابهامي است كه بر سر هر رويداد فيلم وجود دارد. ابهامي...........


ادامه نوشته

ماشين‌ كار‌ -  the Machinist

امتياز فيلم در (I MDB (7.7/10

خلاصه داستان فيلم:

تريور رزنيك، كارگري ماشين‌ كار‌ است كه در يك كارگاه مونتاژ كار مي‌كند. او در حالي كه دستش را در حمام آپارتمانش مي‌شويد، با تعجب به چهره‌ي خود مي‌نگرد و سپس متوجه يادداشتي مي‌شود كه بر ديواره‌ي حمام چسبانده شده: “تو كي هستي؟” تريور به مدت يك سال نتوانسته بخوابد و كارهاي روزانه و شبانه‌اش پس از پايان ساعت كارش در كارگاه، به وقت‌گذراني با زني ................................
“ماشين‌ كار” فيلمي پيچيده و در عين حال جذاب است كه بر سنتهاي سينما و ادبيات اروپا به ويژه اسپانيا و روسيه تكيه دارد و مي‌توان آن را ادامه‌اي بر درخشش اخير فيلم‌سازان اسپانيايي نظير پدرو آلمودوار و آلخاندرو آمنابار دانست. فيلمي كه همچون ساخته‌هاي دو كارگردان مزبور، جسورانه و بي‌توجه به ساده‌پسندي اكثر تماشاگران ساخته شده و بيش از آن كه به توفيقش در گيشه توجه داشته باشد، به نوآوري‌هايي ملهم از سينماي اكسپرسيونيست و سوررئاليست تاكيد داشته است.
“ماشين‌ كار” از يك سو به خاطر شيوه‌ي روايتش يادآور فيلم “يادگاري (Memento)” است و از سوي ديگر، با توجه به بي‌خوابي به عنوان يكي از عناصر مهم فيلم، “بي‌خوابي (Insomnia)” را به يادمان مي‌آورد. فيلم‌هايي از كريستوفر نولان كه در هر دوي آنها، تنش‌هاي روحي و رواني شخصيت‌هاي فيلم به احساس گناهي كه داشته‌اند، معطوف .............

ادامه نوشته

The Sixth Sense- حس ششم

امتياز فيلم در (I MDB (8.2/10

جشن گرم و کوچک مالکوم و همسرش که به افتخار دریافت لوح افتخار برگزار شده به زودی با حضور هراسناک وینسنت به هم می ریزد. بعد از صحنۀ شلیک، به پائیز آینده در فیلادلفیا منتقل می شویم. کول 9 ساله در اولین ظاهر شدنش در فیلم، وقتی از خانه خارج می شود با قدم های سریع مثل فردی وحشتزده حرکت می کند.

The Sixth Sense ( حس ششم ) به کارگردانی M. Night Shyamalan و محصول سال ۱۹۹۹از آندسته فیلم هایی است که شاید هیچ وقت آنرا فراموش نکنیم. دلیل خاطره شدن این فیلم در ذهن ما نه به خاطر پیام و محتوای فیلم بلکه به دلایلی است که در ادامه به توضیح آن می پردازم.
حس ششم به خصوص در نیمۀ اولش بسیار پرمایه پیش می رود. تک تک صحنه ها به نظر در جای خودشان قرار دارند و صحنۀ زائد یا کسالت باری نمی بینیم. بازی درخشان هالی جوئل اسمنت حیرت آور است.
ریتم پر کشش فیلم در نیمۀ دوم تا حدودی از رونق می افتد، اما همچنان شیامالان بیننده اش را با قدرت حفظ می کند.
حس ششم از آن دسته فیلم هایی است که بعد از دیدنشان تمایل برای دیدن دوباره و دقت بیشتر در تماشاگر ایجاد می شود و جزئیات فیلمنامۀ شیامالان به حدی است که دیدن دوبارۀ آن ارزشش را دارد. دیالوگ های فیلم هم از نقاط قوت آن محسوب می شود که در بعضی موارد بسیار تاثیر گذار و گیرا هستند.
اما آيا هدف فيلم تنها به اين خلاصه مي شود که دو ساعت بر روي...........................

ادامه نوشته