بیا بهار که دیگر توان هجران نیست
بیا بهار که دیگر توان هجران نیست
بیا بهار که غیر تو همدل و جان نیست
بیا بهار که از سیلی ای تبار خنک
کبود گشته رخم طاقت زمستان نیست
بیا بهار که از برف های چشم سفید
توان رفتن ما جانب گلستان نیست
بیا بهار به هر شا خهء شگوفه بریز
.....................................
+ نوشته شده در جمعه دوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 19:29 توسط مدير
|